تبلیغات
بهترین حرفا و عکسای عاشقانه - گفتم می روم باران که بارید ...
گفتم می روم باران که بارید ... | حرفای عاشقانه ,

گفتی میروم
باران كه ببارد بر میگردم
باور كردم
حالا سالها از دوری دیدارو دست ها
در گذرباران هایی كه آمدند
تا دست خلوت های مرا
به دور دست تو گره بزنند
می گذرد
و تونیامدی
حق داری
دیگر روزگار اعتمادبا باران وبابونه های خیالی گذشته است
و من حتی نگران نیامدنت هم نیستم
حالا خوب میدانم
هر بارانی كه ببارد
چشمانی منتظر دنبال دستهای تنهایی میگردند
كه صاحب شعرند
و قرار است روزی
به بهانه باران برگردند ...
 


نوشته شده توسط یاسین در چهارشنبه 17 مرداد 1386 و ساعت 10:08 ق.ظ
نوشته های پیشین
+ شعر عاشقانه - من از تو دل نمی برم+ حرفای عاشقانه - سر بر شانه هایت+ شعر عاشقانه - چشم من بیا+ شعر عاشقانه - زخمی تر از همیشه+ حرفای عاشقانه -ای غمگین تر+ حرفای عاشقانه - بیا کنارم+ حرفای عاشققانه - ای کاش+ شعر عاشقانه - حدس می زنم+ داستان عاشقانه+ حرفای عاشقانه+ حرفای عاشقانه+ وصال+ وقتی خواستم بمیرم ...+ گفتم می روم باران که بارید ...+ قصه ی عشق دو خط موازی

صفحات: