تبلیغات
بهترین حرفا و عکسای عاشقانه - وقتی خواستم بمیرم ...
وقتی خواستم بمیرم ... | حرفای عاشقانه ,

وقتی خواستم زندگی کنم. راهم را بستند. وقتی خواستم بمیرم.

گفتند:بزرگترین گناه نا امیدی است. وقتی براستی سخن گفتم .

گفتند: دروغ است . وقتی به ستایش روی آوردم گفتند: خرافات

است. وقتی گریستم . گفتند: کودکانه است. وقتی خندیدم گفتند:

دیوانه است. حال دگر مانده ام ..... و حال که دیگر! سخن نمیگویم.

گویند عاشق است! این است زندگی من .... براستی چه دنیای

دیوانه ایست


نوشته شده توسط یاسین در چهارشنبه 17 مرداد 1386 و ساعت 10:08 ق.ظ
نوشته های پیشین
+ شعر عاشقانه - من از تو دل نمی برم+ حرفای عاشقانه - سر بر شانه هایت+ شعر عاشقانه - چشم من بیا+ شعر عاشقانه - زخمی تر از همیشه+ حرفای عاشقانه -ای غمگین تر+ حرفای عاشقانه - بیا کنارم+ حرفای عاشققانه - ای کاش+ شعر عاشقانه - حدس می زنم+ داستان عاشقانه+ حرفای عاشقانه+ حرفای عاشقانه+ وصال+ وقتی خواستم بمیرم ...+ گفتم می روم باران که بارید ...+ قصه ی عشق دو خط موازی

صفحات: